نحوه انتخاب تراش عمودی CNC برای قطعات بزرگ و سنگین (1)
انتخاب ماشین ابزار مناسب برای قطعات بزرگ و سنگین با انتخاب یک مرکز تراش افقی معمولی بسیار متفاوت است. وقتی قطر یک قطعه به طور قابل توجهی بزرگتر از طول آن میشود، وقتی قطعه کار بسیار سنگین است، یا وقتی موقعیت یابی پایدار از دستیابی به سرعت بالای اسپیندل مهمتر است، یک تراش عمودی CNC میتواند به یک راه حل تولیدی بسیار کاربردیتر تبدیل شود.
با این حال، خرید یک دستگاه تراش عمودی نباید فقط بر اساس حداکثر قطر تراش، توان اسپیندل یا قیمت دستگاه باشد. دستگاهی که روی کاغذ مناسب به نظر میرسد، ممکن است پایداری، دقت، بهرهوری یا قابلیت اطمینان طولانی مدت مورد نیاز برای ماشینکاری را در یک محیط تولید واقعی ارائه ندهد. فرآیند انتخاب صحیح باید قطعه کار، عملیات ماشینکاری، ابزار، نگهداری کار، حجم تولید، سیستم کنترل، الزامات خدمات و برنامههای تولید آینده را با هم در نظر بگیرد.
۱. چرا تراشکاری عمودی برای قطعات بزرگ مناسب است؟
تفاوت اساسی بین تراشکاری عمودی و افقی، جهت قرارگیری اسپیندل و قطعه کار است. در تراشکاری عمودی، قطعه کار روی یک میز یا سه نظام افقی قرار گرفته و حول یک محور عمودی میچرخد. ابزارهای برشی بسته به پیکربندی دستگاه، از کنار یا بالا به قطعه کار نزدیک میشوند.
این چیدمان مزایای متعددی برای قطعات بزرگ ایجاد میکند. نیروی جاذبه به طور طبیعی به قطعه کار کمک میکند تا روی میز ماشین ثابت بماند، که میتواند بارگیری و موقعیتیابی را ساده کند. برای قطعات سنگین، پیکربندی عمودی همچنین میتواند برخی از چالشهای نگهداری قطعات بزرگ را که با پشتیبانی افقی از آنها مرتبط است، کاهش دهد.
کاربردهای معمول شامل حلقههای یاتاقان بزرگ، توپی چرخ، فلنجها، بدنه سوپاپها، اجزای پمپ، چرخدندهها، اجزای ترمز، قطعات مخازن تحت فشار و سایر اجزای چرخشی با قطرهای بزرگ است.
برای تولیدکنندگانی که قطعاتی با عرض زیاد اما ارتفاع نسبتاً کوتاه را پردازش میکنند، تراشکاری عمودی میتواند سازماندهی کل فرآیند ماشینکاری را آسانتر کند. اپراتور میتواند قطعه را مستقیماً روی میز قرار دهد، آن را محکم ببندد، مختصات کار را تنظیم کند و ماشینکاری را بدون نیاز به تخت ماشین با طول غیرمعمول شروع کند.
۲. با قطعه کار شروع کنید، نه با دستگاه
یکی از رایجترین اشتباهات در انتخاب ماشین، شروع با یک مدل ماشین قبل از تعریف واضح قطعاتی است که تولید خواهند شد. رویکرد صحیح برعکس این است.
قبل از درخواست قیمت، یک لیست اولیه از قطعات کار تهیه کنید. برای هر قطعه، حداکثر قطر خارجی، حداقل و حداکثر ارتفاع، وزن، جنس، تلرانسهای مورد نیاز، پرداخت سطح و عملیات اصلی ماشینکاری را ثبت کنید.
برای مثال، یک تولیدکننده ممکن است قطعاتی با قطر ۸۰۰ میلیمتر تا ۱۵۰۰ میلیمتر داشته باشد. اگر بزرگترین قطعه فقط گاهی اوقات تولید شود، خرید دستگاهی که منحصراً برای آن قطعه ساخته شده باشد، ممکن است از نظر اقتصادی کارآمد نباشد. از سوی دیگر، اگر قطعات ۱۵۰۰ میلیمتری، هسته اصلی کسب و کار تولید را تشکیل میدهند، انتخاب دستگاهی با ظرفیت تنها ۱۲۰۰ میلیمتر، محدودیت آشکاری ایجاد میکند.
دستگاه معمولاً باید ظرفیت کافی برای بزرگترین قطعه کار معمولی را فراهم کند و در عین حال حاشیه عملیاتی معقولی را حفظ کند.
۳. قطر تراش و اندازه میز
حداکثر قطر تراش یکی از اولین مشخصاتی است که خریداران بررسی میکنند. با این حال، نباید آن را مستقل از قطر میز و ساختار دستگاه در نظر گرفت.
یک ماشین ممکن است حداکثر قطر چرخش اسمی داشته باشد که کافی به نظر میرسد، اما شرایط واقعی تولید میتواند فضای قابل استفاده را کاهش دهد. نگهدارندههای ابزار، دستگاههای نگهدارنده کار، فیکسچرها، مسیرهای برش و فواصل ایمنی، همگی فضای کاری را اشغال میکنند.
به همین دلیل، خریداران باید در صورت امکان، نقشههای واقعی قطعات را به سازنده دستگاه ارائه دهند. سپس یک تأمینکننده میتواند تعیین کند که آیا حرکت ابزار مورد نیاز و فواصل تداخل واقعبینانه هستند یا خیر.
قطر میز نیز به همان اندازه مهم است. میز باید قطعه کار و سه نظام یا فیکسچر انتخاب شده را پشتیبانی کند. برای قطعات سنگین، سطح تماس بین قطعه کار و میز نیز برای ماشینکاری پایدار اهمیت پیدا میکند.




